در حال بارگذاری ...
  • رُویِ صَــحنِــه

     
  • به بهانه سالروز 18 مهر ماه؛ پنجاه و دومین سالروز تاسیس تماشاخانه سنگلج

    تماشاخانه ی سنگلج، قدیمی ترین تماشاخانه فعال کشور

    پیمان شیخی : مقاله زیر سومین بخش از مقاله ای سه قسمتی با عنوان تماشاخانه سنگلج قدیمی ترین تماشاخانه فعال ایران است .این مقاله شامل تاریخچه ساخت ، مدیران و آثار نمایشی اجرا شده در تماشاخانه ی سنگلج می شود ، در فصل سوم و فصل پایانی این مقاله که در ادامه می خوانید معرفی اجراهای پس از انقلاب، سه مرحله بازسازی و وضعیت کنونی این تماشاخانه ذکر شده است.

    اجراهای پس از انقلاب در تماشاخانه ی " سنگلج "

    تماشاخانه ی سنگلج در سال ۱۳۵۷ بدلیل اوضاع سیاسی کشور هیچگونه فعالیتی نداشت و تقریبا تعطیل بوده تا اینکه در سال ۱۳۵۸ با شش اثر نمایشی فعالیت خود را از سر می گیرد. گو اینکه طی دهه ی شسصت فعالیت مداوم نداشت و بیشتر پذیرای آثار نمایشی گروههای تئاتر شهرستانها بود.

    در سال ۱۳۵۸  شش اثر نمایشی با مضامین انقلابی اجرا شد که شامل نمایش های "حکومت نظامی" نوشته فرانکو سولیانس و کارگردانی منیژه محامدی، "پتک" نوشته و کار بهزاد فراهانی، "کله گردها و کله تیزها" نوشته برتولت برشت و کارگردانی ناصر رحمانی نژاد، "شاه می میرد" با کارگردانی رضا کرم رضایی، "گوشه گیران آلتونا" نوشته ژان پل سارتر و کارگردانی رکن الدین خسروی و نمایش "مرگ بر امریکا" نوشته مشترک نصرت اله نوح، مجید فلاح زاده و  م پگاه با کارگردانی رکن الدین خسروی اجرا شد.

    در سال ۱۳۵۹ خورشیدی نمایش های "همه پسران من" نوشته آرتور میلر و کارگردانی اکبر زنجانپور، "طالب" نوشته آی محمد آی محمد و کارگردانی هادی مرزبان، "تدارکات خونبار عمو سام" نوشته حمید لیقوانی و کارگردانی ناصر نجفی و نمایش "شورا" نوشته و کار احمد خراطها اجرا شد و در سال ۱۳۶۰ خورشیدی تماشاخانه سنگلج هیچ فعالیتی نداشت و در سال ۱۳۶۱ خورشیدی نیز دو نمایش "تجاوزگران" نوشته رضا کرم رضایی و کارگردانی ایرج راد  و "مروارید"  نوشته عزت اله مهرآوران و کارگردانی اکبر زنجانپور اجرا شد.

    در سال ۱۳۶۲ نمایش های "مخمصه" نوشته محمود رهبر و کارگردانی فرهاد مجد آبادی، "علوچاه" نوشته و کارگردانی مجید زارع کار توسط گروه مهاجرین جنگ تحمیلی بوشهر، "چاه"، نوشته داوود دانشور و کارگردان قدرت اله صالحی توسط گروه تئاتر گرگان، "تلمبارک" نوشته حسن رستمانی و کارگردانی محمدرضا صمیمی توسط گروه تئاتر گرگان، "فرمان عاشورا" توسط  گروه تئاتر آذربایجان شرقی و "غم غریب غربت" توسط گروه تئاتر تهران اجرا شد.

    در سال ۱۳۶۳ خورشیدی نمایش های "اگر غم لشگر انگیزد" نوشته و کار مجید جعفری، "از خیز، آن خیزاب خون" نوشته و کار حسین حشمتی و  نمایش "خانه قایقران" نوشته پل آرمون و کارگردانی رشید بینا اجرا شد.

     

    نخستین تعمیرات تماشاخانه سنگلج

    در سال ۱۳۶۴ تماشاخانه سنگلج طی شش ماه نخست سال هیچ نوع فعالیتی نداشت و از شهریور تا آبان ماه یکسری تعمیرات روی آن صورت گرفت که شامل نصب کف پوش داخل سالن نمایش، ریل کشی صندلی های سالن، نصب کلیه لوازم تاسیساتی، آماده سازی لوازم تاسیسات صحنه جهت نصب، نصب لوسترهای سالن، لکه گیری و رنگ آمیزی سالن انتظار، نصب دربهای توالت، نصب دستگاه های صوتی، نظافت کلی تالار، اتمام آماده سازی دستگاههای فرمان، اتمام عملیات مربوط به صحنه (پایان کار نصب تاسیسات صحنه، نصب پرده ها، ساب و موج گیری، رنگ آمیزی، نصب آیفون بلند گوها بوده است.

    پس از این تعمیرات افتتاحیه و برگزاری نخستین سمینار چهارمین جشنواره تئاتر فجر و بازدید دانشجویان دانشکده هنرهای دراماتیک در سه روز از جمله برنامه هایی بود که در تماشاخانه سنگلج برگزار شد و شش اثر نمایشی شرکت کننده در چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در تماشاخانه سنگلج اجرا شد که عبارتند از نمایش های "داماد" نوشته شهاب ملک خواه و کارگردانی داوود جلالی از ارشاد اردبیل، "ماموریت" نوشته حسن انصاریان و کارگردانی محسن گستاوی از نیروی هوایی تهران، "دزدبازی" نوشته حسن حامد و کارگردانی حسین شیدایی از ارشاد لرستان، "در سوگ لنج سوخته" نوشته و کار مجید زارع کار از بوشهر، "صید غول" نوشته احمدرضا اسعدی و کارگردانی غلامعلی رضایی از آموزش و پرورش گرگان، "نخل سوخته" نوشته غلامعلی رضایی و کارگردانی رمضان امیری از بوشهر و "بازی نامه قانون" نوشته محمدرضا خجسته و کارگردانی خسرو شکیبایی از شهربانی تهران.

    در سال ۱۳۶۴ تنها نمایشی که به مدت ۵۴ شب اجرا شد نمایش سیاه بازی "مسافرخانه" سال ۱۳۶۴ بوده که طی آذر و دی با نویسندگی و کارگردان منوچهر پوراحمد اجرا شد ونکته دیگر اینکه در تمام آثار نمایشی اجرا شده در این سال هیچ بازیگر زنی روی صحنه نرفت.

    در سال ۱۳۶۵ خورشیدی نمایش های "پایان آغاز" نوشته شون اوکیسی و کارگردانی سعید امیر سلیمانی، "گاو" نوشته ناظم حکمت و کارگردانی محمد اعلامی، "تلنگر" نوشته و کار پرویز عرب، "مرگ در پاییز" نوشته اکبر رادی و کارگردانی اکبر پرورش، "تاجر تحصیل کرده" نوشته و کار منوچهر پور احمد، "مرگ موش" نوشته جواد بازیاران و کارگردانی کامبیز صفری و نمایش "فروشی نیست، سئوال نفرمایید" نوشته حسن انصاریان و کارگردانی عباس تفرشی پور اجرا شد.

    در سال ۱۳۶۶ تماشاخانه سنگلج پذیرای آثار نمایشی شرکت کننده در ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نشد و فقط دو اثر نمایشی  "قصه الماس چاقو فروش" نوشته و کار داوود فتحعلی بیگی و "ارزش" اثر مولیر و کارگردانی اکبر زنجانپور در این تماشاخانه اجرا شد.

    دومین تعمیرات تماشاخانه سنگلج

    در سال ۱۳۶۷ تماشاخانه سنگلج با تعمیر اساسی مواجه شد و طی این سال قسمت های مختلف این تماشاخانه درحال تعمیر بود که به شرح زیر است.

    در سه ماه نخست سال ۱۳۶۷ ایجاد ستونهای تقویتی در ضلع شرقی ساختمان، حفر چاههای فاضلاب و تخلیه آنها، آماده سازی وسایل موتورخانه و شوفاژ، کندن مسیرهای لوله های شوفاژ، پیگیری و خرید لوازم و وسایل ساختمانی و تاسیساتی و اخذ مجوز ساخت و تعمیرات تالار سنگلج از شهرداری منطقه ۱۲. در سه ماهه ی دوم سال ۱۳۶۷ تکمیل آبراه سازی سقف تماشاخانه، نصب کلیه ایرانیتهای سقف تماشاخانه، ادامه پی کنی و پی چینی و تزریق بتون زیر دیوار شرقی، تعبیه کانالهای هواسازی و دودکش شوفاژ، تعبیه کانالهای لوله های شوفاژ کلیه مسیرهای آن، حفر یک حلقه چاه فاضلاب و تخلیه دو حلقه چاه دیگر، خرید لوازم جهت موتورخانه و اتصالات و لوله های لوازم جهت دستگاه شوفاژ، خرید تابلوهای برق و ملزومات آنها جهت موتورخانه دستگاه شوفاژ، سفارش و خرید مصالح ساختمانی و نجاری و کانال کشی ۱۰ دستگاه کولر به تماشاخانه.

    در سه ماهه سوم سال ۱۳۶۷ جمع آوری ستونهای تقویتی ضلع شرقی تماشاخانه، تکمیل کار بتون ریزی زیرپی های صحنه، تکمیل کار بتون ریزی زیر پی های تماشاخانه، تکمیل و نماچینی داخل تماشاخانه به آجرنما، تکمیل کترهای بنایی و سیمان کاری دیوارهای جنب تماشاخانه، تکمیل و زیرسازی سالن انتظار جلو درب تماشاخانه، سنگ کاری راهروها و اتاقهای پشت صحنه، تکمیل کار لوله کشی شوفاژ باستثناء موتورخانه، شروع سنگ کاری سالن انتظار، سنگ فرش سالن انتظار و سرویسهای مردانه و زنانه، گچ کاری دیوارهای تماشاخانه، نماکاری جلوی ورودی تماشاخانه، زیرسازی و نماکاری تماشاخانه اصلی جهت کف پوش، تعویض چوبهای کف صحنه، سنگ کاری راهروها و اتاق گریم، جوشکاری تانکر و گازوئیل و لوله کشی شوفاژ، ساخت دربهای چوبی و آهنی تماشاخانه، ترمیم بالکن و نصب آکوستیک و عایق بندی سقف صحنه، زیرسازی و بتونه کاری دیوارها جهت نقاشی، آغاز تعمیرات تابلو سردر ورودی و نئونهای آن و خرید وسایل موتورخانه شوفاژ.

    در سه ماهه چهارم سال ۱۳۶۷ تکمیل موتورخانه شوفاژ، کفپوش تماشاخانه اصلی، بتونه و ساب کف صحنه، نقاشی سالن لنتظار و بالکن، نقاشی پشت صحنه، تکمیل امور مربوط به برق تماشاخانه، تکمیل قاب های نئون سردر ورودی تماشاخانه و تابلوی آن، همکاری کلیه واحدهای صدا، نور، گیشه، تاسیسات و صحنه در طول هفتمین جشنواره سراسری تئاتر فجر، همکاری در تمرین و اجرای نمایش برای دنیا از اراک، همکاری در تمرین نمایشنامه ریشه ها عمیقند، همکاری در تمرین نمایشنامه ضیافت چای ژنرالها، تعمیر دستگاههای صوتی اتاق صدا، آغاز تعمیرات دستگاههای اتاق نور، تعمیر سه دستگاه آبسردکن و یخچال ویترینی و عایق کاری داخل موتورخانه شوفاژ.

    در سال ۱۳۶۷ خورشیدی در هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر چند نمایش در تماشاخانه سنگلج اجرا شد که از بین این آثار دو نمایش "ماهیگیران" نوشته محمدهادی نامور و کارگردانی قدرت اله صالحی، کار گروه تئاتر تالار فخرالدین اسعد گرگانی و "برای دنیا" نوشته و کار حجت اله سبزی بیش از یک شب اجرا داشت.

    همچنین نمایش های "عروسی کوزه" نوشته و کار نصرت اله فیاضی از کرمانشاه، "بکرک" نوشته و کار ضیاء امیری از تهران، "گرگور کهنه" نوشته و کارگردانی علی غلامی از بوشهر، "آرمون" نوشته و کار مجید افشاریان از سبزوار، "خلوت نشین پر هیاهو" نوشته و کارگردانی علیقلی رزاقی از شیراز، و "ضایفت چای ژنرال" نوشته موریس ویان ترجمه هوشنگ حسامی و کارگردان رضا شالچی هر یک به مدت یک شب اجرا شدند.

    تماشاخانه سنگلج در دهه ۷۰ سیر عادی فعایلت خود را در پیش گرفت و تاکنون نمایش های متعددی را پذیرا بوده، اما نکته ای که می توان بر آن مکث کرد اینکه گاهی اوقات در این تماشاخانه آثار نمایشی تخت حوضی غالب بر سایر گونه های نمایشی بوده و که زایده این تفکر بوده که نمایش ایرانی مساوی با نمایش تخت حوضی است، حال آنکه نمایش های تخت حوضی یکی از گونه های متنوع نمایش های ایرانی است و از سوی دیگر از روز نخست تماشاخانه سنگلج به منظور تولید اثر نمایشی ایرانی درنظر گرفته شده و این تماشاخانه محلی برای تربیت نویسندگان ایرانی به حساب می آمده است.

     

    سومین تعمیرات تماشاخانه سنگلج

    تماشاخانه سنگلج در سال ۱۳۸۶ توسط دفتر طرحهای عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد بازسازی قرار گرفت و پس از شش ماه در تاریخ  بهمن ماه این سال بازگشایی شد.

    به جرات می توان گفت سومین بازسازی تماشاخانه سنگلج که توسط اتابک نادری صورت گرفت تقریبا اتفاقات تازه ای را به همراه داشت که با رعایت قوانین میراث فرهنگی کشور انجام شد و حتی کافه تریای این تماشاخانه درجایی قرار گرفت که در گذشته بوده است و با ایجاد غرفه کتابفروشی تحت عنوان "کافه کتاب" حرکتی تازه و مطلوب در فضای سالن انتظار این تماشاخانه به وجود آمد که جزو ملزومات اماکن فرهنگی و هنری است.

    بهتر می بینم که برای اینکه حق مطلب ادا شود به بخشی از گفت و گویی که با اتابک نادری داشتم مراجعه کنم. " اتابک نادری که از اسفند ماه سال ۱۳۸۵ تا شهرویورماه ۱۳۹۰ که مدیریت تماشاخانه سنگلج تهران را به عهده داشت در ارتباط با وضعیت این تماشاخانه می گوید: در آن زمان دفتر طرح های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد تصمیم داشت که صندلی ها، درب ورودی سالن و کف صحنه نمایش را تعویض کند، اما به ایشان گفتم که این تماشاخانه درحال تخریب است و نیاز به بازنگری دارد. بنابراین در نخستین مصاحبه ای که در جایگاه مدیریت تماشاخانه سنگلج داشتم این جمله من تیتر روزنامه ها شد مبنی بر اینکه :"سنگلج مین خنثی نشده" و توضیح دادم که چنانچه اینجا تلفات جانی بدهد به من هیچ ارتباطی ندارد؛ چراکه سیستم اتفاء حریق نداریم، سیستم اعلام حریق موجود نیست، تدابیر امنیتی و حفاظتی ساختمان موجود نیست و درصورت آتش سوزی با دو یا سه نفر و یک کپسول آتش سوزی کاری نمی شود انجام داد.

    خوشبختانه با نظر مساعد مهندس اخلاقی نگاهها را معطوف به این مسئله کردیم که این تماشاخانه دارای قدمت است و با توجه به اینکه مجموعه تئاترشهر به ثبت آثار ملی رسیده بود با میراث فرهنگی وارد بحث شدم و از این منظر وارد شدم که تماشاخانه سنگلج در ردیف اولین تماشاخانه های تهران است که همچنان درحال بهره برداری است و باید به آن رسیدگی شود.

    متعاقبا بنا به خواست من طراحی که درنظر گرفته بودم اجرا شد که برای سیستم امور اداری و تقسیم بندیهایی که برای آن درنظر گرفته شده بود؛ چراکه پیش از آن پارتیشن بندیهایی بود که مناسب و در شاءن پرسنل یک مکان فرهنگی و هنری نبود. کف سالن انتظار و سقف کل مجموعه تعویض شد و با لطف خدا سیستم اعلام و اتفاء حریق را در سالن نصب کردیم.

    در آن زمان درب ورودی سالن روبه بازیگر باز می شد که تمرکز اجرا را از بین می برد، به همین دلیل با ایجاد دیوار این مشکل از بین رفت. همچنین فرم چیدمان صندلی ها را یکپارچه کردیم. مشکل دیگر این بود که حین اجرای نمایش امکان رفت و آمد در پشت صحنه نبود و می بایست از طریق کوچه پشت تماشاخانه وارد می شدیم که این نقص بود و با تغییر یک دیوار یک راهرو بوجود آمد که این مشکل برطرف شود.

    در طبقه سوم سالن نمایش که به دلیل پله باریکی که داشت مورد استفاده قرار نمی گرفت و تبدیل به زباله دانی شده بود، بنابراین پله مناسب تری طراحی کردیم و یک اتاق مربوط به تیم فنی ایجاد شد و یک پلاتوی جمع و جوری برای روخوانی و تمرین گروههای نمایشی نیز بوجود آمد که به نام استاد عباس جوانمرد نامگذاری شد. 

    من با استاد میرترابی آشنا شدم که از اساتید مرمت کار شهر تهران است و ازجمله کارهای ایشان می توان به مرمت میدان حسن آباد، چهارراه ابو سعید و . . . اشاره کرد که به واسطه مهندس صبوری معاون امور مالی اداری شهرداری منطقه ۱۲ بودند با ایشان آشنا شدم. طی مرمت تابلو کاشی کاری سنگلج که نخستین تابلو کاشی کاری شهری ایران است نام صاحب اثر مشخص شد که استاد سیما کوبان نخستین ناشر زن ایرانی است و یکی از برجسته ترین هنرهای ظریفه بودند. "

     

    وضعیت کنونی تماشاخانه ی سنگلج

    تماشاخانه ی " سنگلج " درحال حاضر با مدیریت علی عابدی که از کارگردانان شناخته شده ی شهر بجنورد و در سالهای اخیر تهران است مدیریت می شود. هنرمندی که مشغولیات ذهنی اش همگی خطم به دنیای هنر می شود و تقریبا از آغاز فعالیتش ، محسن حسن زاده که از بازیگران تئاتر و فارغ التحصیل نمایش است را در دو جایگاه مدیریت اجرایی و مدیریت روابط عمومی تماشاخانه ی " سنگلج" در کنار خود دارد. این تماشاخانه با استفاده از تجربیات نیروهای باسابقه ای که در بخشهای اداری، فنی، خدمات و حراست تماشاخانه فعالیت دارند اداره می شود و زحمات آنها را نمی توان نادیده گرفت.

    تقریبا از سال ۱۳۹۴ تاکنون، در انتخاب آثار نمایشی برای اجرا در این تماشاخانه تغییر رویه داده شده و تلاش بر این بوده که در جهت تئاتر ملی گام برداشته شود، گواینکه آثار انتخاب شده از سطوح متفاوت کیفی برخوردار بوده اند.

    تماشاخانه ی سنگلج از نظر بازسازی فیزیکی نیز در تازه ترین بازسازسی اش شاهد تغییرات اساسی بوده است.

    از جمله تغییراتی که در بازسازی اخیر صورت گرفته می توان به تعمیر و تجهیز فضای رختکن های گروههای نمایشی که درست پشت صحنه ی نمایش قرار دارد اشاره کرد. همچنین بازسازی اتاق های گریم، نصب کف پوش و دیوار پوش های مناسب و نصب آسانسور، نماسازی دیوار پشتی تماشاخانه که از ضلع جنوبی تماشاخانه دارای یک ورودی به جهت حمل دکور و وسایل است. نصب دوباره و البته تکمیلی دوربین های مداربسته در محوطه ی بیرونی ضلع شمالی و جنوبی تماشاخانه و همچنین فضای داخلی لابی و سالن تماشاخانه که امنیت این تماشاخانه ی روبه کهنسالی را تامین می کند از دیگر اقدامات طی بازسازی اخیر بوده که در کنار صندلی های راحتی طراحی شده و همخوان با فضای تماشاخانه که در لابی به جهت رفاه حال بیشتر مخاطبان آماده سازی شده را نیز نمی توان نادیده گرفت و می بایست به آن اشاره کرد. از سوی دیگر نصب موکت های بلژیکی در قسمت تماشاگران به جهت آکوستیک شدن سالن نمایش یکی دیگر از تغییرات تماشاخانه بود که انجام شد.

    بخش اداری تماشاخانه ی سنگلج در طبقه ی فوقانی قرار دارد که دارای یک محوطه ی لابی شکل است و طی بازسازی اخیر، از این محوطه به جهت ایجاد گالری نورپردازی شده، تغییر طراحی نمازخانه درجهت ایجاد فضایی شایسته تر و همچنین ایجاد باکس شیشه ای و چوبی با طراحی سنتی به جهت نگهداری لباس سلطان سیاه بازی ایران، زنده یاد سعدی افشار که طی مراسم چهلم این هنرمند بزرگ به تماشاخانه ی سنگلج هدیه شد، فضای فوقانی تماشاخانه ی " سنگلج " را مطلوب تر از قبل کرده است.  

    یکی دیگر از اقدامات انجام شده در عملیات بازسازی تماشاخانه ی " سنگلج " جابجایی سیستم خنک کننده در پشت بام بود که برای همسایگان آلودگی ایجاد کرده بود و از ضلع جنوبی پشت بام تماشاخانه به ضلع شمالی منتقل شد و این مشکل نیز برطرف شد.

    علی عابدی مدیر تماشاخانه ی سنگلج در همین ارتباط در گفت و گویی که دهم فروردین سال جاری با خبرگزاری مهر داشته چنین گفته که: مساله ی پارکینگ و طرح توسعه تماشاخانه سنگلج از طریق محلس شورای اسلامی درحال پیگیری است و کمیسیون فرهنگی مجلس درحال پیگیری این مساله است. قرار است در همین راستا با آقای قالیباف شهردار تهران صحبت کنند تا این قضیه در سال ۹۵ نهایی شود. یوناتن بت کلیا نماینده ی آشوریان در مجلس نیز پیگیر این مساله است. چون چند برنامه متعلق به آشوریان در تماشاخانه سنگلج برگزار شده است ارتباط خوبی با آقای بت کلیا برقرار شده و وی همکاری زیادی در زمینه حل این مساله با ما کرده است.

    تماشاخانه ی سنگلج از زمان مدیریت اتابک نادری طرح تحت عنوان طرح توسعه ی تماشاخانه ی سنگلج را دنبال کرد که این طرح در زمان مدیریت پریسا مقتدی و فی الحال نیز توسط علی عابدی و معاون اجرایی او محسن حسن زاده درحال پیگیری است.

    حیف است و دور از ادب و انصاف اگر به نامه ای که زنده یاد استاد داود رشیدی در سال ۱۳۹۳ خطاب به محمدباقر قالیباف شهردار تهران برای طرح توسعه ی تماشاخانه ی سنگلج نوشت اشاره نداشته باشیم.

    استاد رشیدی در سال ۱۳۹۳ در بخشی از نامه ی خود خطاب به قالیباف چنین نوشته بود: ۱۸ مهر ماه تولد تماشاخانه بود که در خبرها شنیدم تولدکی غریبانه برایش گرفته اند، دلم سخت گرفت و همین بهانه ای شد تا این سطور را برایتان رقم بزنم. مرا ببخشید می خواهم برایتان یادآوری کنم مهر ماه ۱۳۴۴ را که این تماشاخانه قدیمی مان کارش را برای اعتلای تئاتر و هنر ملی شروع کرد و برای حفظ و ماندگاری تئاتر ملی کشورمان، بزرگ مردان و زنانی روی صحنه اش آثار مانا و ماندگاری خلق کردند و در تلخی و شیرینی روزگاران برگهای زرینی را در تاریخ هنر نمایش این کشور رقم زدند. ۱۰ سال بعدش را به یاد دارم که متولیان و هنرمندان سنگلج توسعه ی آن را خواستند ولی نشد، نشد که نشد. خیلی ها آمدند و رفتند ولی نشد. این خواسته برای خانواده ی تئاتر کشور یک آرزوی دست نیافتنی و نشدنی تلقی می شد، تا اینکه شما آمدید. شما باعث شدید تا این خانواده و هنرمندان شهیرش با دلگرمی مضاعف از شما اجرای طرح توسعه تماشاخانه سنگلج را بخواهند. . . درخواستی برای تحقق آرزوی ۴۰ ساله، آرزوی نشدنی، آرزوی گره خورده ی خانواده تئاتر برای ایجاد یک مکان تئاتر در جنب تئاتر سنگلج، تئاتری که همپای ما و نسل ما پیر شده است و نیاز دارد توسعه یافته و احیا شود و چندین و چند هدف دیگر که در این طرح دیده شده است.  " من داود رشیدی ۸۱ ساله که پس از سالین سال خدمت به کشورم خواسته ای نداشته و ندارم، اما بخاطر حفظ تاریخ نسل خودم و بقای نسل بعد از خودم در تئاتر، دستان توانمند شما را که با انجام پروژه های عظیم و نشدنی پایتخت ایمان و باور شهروندان را صد در صد کرده است، به گرمی می فشارم و می گویم که واگذاری یک ساختمان کوچک برای خانواده بزرگ تئاتر توسط این مدیر محال نخواهد بود و از شما می خواهم که دستور فرمائید این مهم عملی شود. " "

     

    در پایان ذکر چند نکته را لازم می دانم که برای خوانندگان محترم ضروری است. نخست اینکه در این مقاله تاکیید بر ذکر جزئیات اجراهای دهه ی پنجاه به این دلیل بود که یافتن این اطلاعات با جستجوی اینترنتی امکانپذیر نیست و در برخی از کتب نیز تا حدود زیادی اشتباهاتی وجود داشته که پس از یافتن پوستر نمایش های موردنظر در پژوهش های تماشاخانه ی " سنگلج " برطرف شده است.

    نکته ی دوم اینکه پس از موافقت و همکاری مهندس مهدی شفیعی، مدیرکل اداره ی هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از ابتدای سال ۱۳۹۴ واحد گردآوری و پزوهش تماشاخانه ی " سنگلج " با مسئولیت بنده شکل گرفت و از آن زمان تاکنون صرفا در جهت گردآوری اطلاعات مربوط به تماشاخانه ی سنگلج و آثار نمایشی آن اقدام شده که پژوهشگران پیشکسوت، از ناهمواری این راه به خوبی آگاهند؛ چراکه به باور عده  ای بهتر آن است که اطلاعات و اسناد قدیمی که شامل عکس، پوستر، بروشور، دست نوشته، بریده ی جراید، فیلم، برنامه های رادیویی و احتمالا مکاتبات اداری نزد خودشان باقی بماند؛ درحالیکه با توجه به ظهور تکنولوژی در زندگی روزمره ی عموم مردم، امکان تهیه ی نسخه ی کپی وجود دارد و این مجال مناسبی است که تمنا داشته باشم دوستان و هنرمندان گرامی، در جهت اعتلای تئاتر کشورمان در این باب با قدیمی ترین تماشاخانه ی فعال کشور فعالیت داشته باشند.

    اما نکته ی پایانی اینکه دکتر روح الله جعفری طی تحقیق کامل و زمان بری که پیرامون گروه تئاتر " هنر ملی " و تماشاخانه ی سنگلج انجام دادند، در جهت تهیه و نشر کتاب این تماشاخانه گام برداشتند تحت عنوان " گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ( ۱۳۳۵ – ۱۳۵۷ ) " که امیدوارم با توجه هنرمندان و پیگیری دلسوزان تئاتر کشور، هر چه زودتر شاهد چاپ و نشر این کتاب باشیم.




    نظرات کاربران