در حال بارگذاری ...
  • رُویِ صَــحنِــه

     
  • گفتگو با اصغر خلیلی کارگردان نمایش میراث

    برای اجرای «میراث » از بهرام بیضایی تبعیت کردم (ایران تئاتر-13 اسفند)

    اصغر خلیلی پس از اجرای موفق نمایش «راپورت های شبانه دکتر مصدق» که با استقبال گرم تماشاگران روبرو بود، اینبار به سراغ متنی از استاد بهرام بیضایی رفته است که تقویم قدمتی در حدود ۵۰ سال را برای آن تخمین می زند.

     این متن نمایشی که برای اولین بار با عنوان «میراث و ضیافت» در سال 1346 به کارگردانی بهرام بیضایی و با بازی بازیگرانی چون جمشید مشایخی، جمشید لایق، حسین کسبیان، محمود دولت‌آبادی، مهین مهرک، بهمن مفید، عنایت بخشی، سعید اویسی، عزت اله رمضانی فر و محمد ابهری در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفت، از 27 بهمن ماه 95 پس از 48 سال بار دیگر  سالن سنگلج را در نوردید. در این ارتباط گفتگویی با اصغر خلیلی کارگردان این نمایش انجام دادیم که نظر شما را به ماحصل آن جلب می کنیم:

     

    چه شد که تصمیم گرفتید یک نمایشنامه قدیمی را به روی صحنه ببرید؟

    من خودم به شخصه علاقه زیادی به کارهای آقای بیضایی دارم و دو تا از کارهایش را واقعا می پسندم که یکی از آنها میراث بود و دیگری را نیز چون هنوز به اجرا در نیاورده ام در موردش صحبت نمی کنم.

    در کار میراث، خیلی مقید بودم که در یک شرایط یکسان نمایش به اجرا در آید و یک حس نوستالژی برایم داشت. لذا این کار را براساس جمع بندی هایی که از شرایط اجتماعی گذشته و حال ایران داشتم و به پیروی از آقای بیضایی که یکسال پس از مرگ دکتر مصدق میراث را به روی صحنه برد، سعی کردم پس از نمایش راپورت های شبانه دکتر مصدق به روی صحنه ببرم و همان سالنی را که ایشان کار را اجرا کردند، یعنی سالن سنگلج را به عنوان سالن اجرای نمایش انتخاب نمودم. خوشبختانه فضای خیلی خوبی برایم ایجاد کرد و به لحاظ فنی بسیار خوب بود.

     

    انتخاب «نمایشنامه» میراث بعد از به روی صحنه رفتن «راپورت های شبانه دکتر مصدق»، توجه شما بر دغدغه های کشور را نشان می دهد، این تاکید اتفاقی است یا ما باید به عنوان یک خط فکری مشخص برای شما درنظر بگیریم؟

    بله، علاقه ذاتی من به فرهنگ اصیل ایرانی و رخدادهایی است که این فرهنگ را تحت الشعاع خود قرار می دهد. به نظر من نسل امروز و حتی یک نسل قبل تر با فرهنگ ایرانی غریب شده اند. این معضل با هجمه های رسانه ای امروز به ویژه رسانه های دم دستی نمود بیشتری پیدا کرده و نتیجه اش تزریق فرهنگی جدای از فرهنگ اصیل ایرانی است لذا به عقیده من توجه به فرهنگ ایرانی باید جدی گرفته شود و برای من نیز در اولویت است. به نظر من ثروت های مادی و مالی اگر به یغما بروند بی شک بعد از یک دوره ای می تواند جایگزین برای آن ها یافت اما وقتی فرهنگ یک کشور به یغما برود دیگر بازگشت به آن سخت و شاید تا حدودی غیر ممکن باشد و میراث نیز بر همین مبنا به اجرا در آمد.

     

     یعنی در کارهای بعدی شما نیز این خط فکری ادامه خواهد داشت؟

    بله من در حال حاضر در حال نگارش نمایشنامه ای با نام «دولت ضعیفه» هستم که به بررسی نقش زنان دربار عصر قاجار در روابط بین اللل می پردازد و خیلی پررنگ تر از این موضوعات مطرح شده است.

     

    خط فکری شما تاثیری بر روند وفاداری به نمایشنامه میراث نیز داشت، به عبارتی تغییری در متن نمایشنامه صورت گرفت?

    خیر. بنده نه یک کلمه از نمایشنامه کم کردم و نه یک کلمه بدان اضافه کردم. من قبلا با کارهای آقای بیضایی آشنا بودم و پیش از این فیلم نامه ای از ایشان با عنوان «پرده نی ای» را به نمایشنامه تبدیل و با عنوان «خاتون قصه دار» در بیستمین جشنواره فجر به روی صحنه بردم که کار برگزیده جشنواره هم شد؛ و می دانستم که ایشان چقدر به دیالوگ نویسی مقید هستند لذا حتی یک واو تغییر نکرد و کاملا به متن وفادار بودیم.

     

    با وجود آنکه نمایشنامه های آقای بیضایی عموما دیالوگ محورند جنبه های بصری کار شما قابل توجه بود و کار جذابی را به نمایش گذاشتید، در این خصوص صحبت کنید.

    من به طور کلی به حض بصری نمایش اعتقاد بیشتری دارم، چون دیدار حجم بیشتری از مغز را به خودش اختصاص می دهد و ماندگاری بیشتری هم دارد بر همین اساس یک تماشاگر اگر به حض بصری برسد بی شک حبه ض سمعی نیز رسیده است. لذا با نگاه طراحی به اجرا ورود می کنم.

    یکی دیگر از مسائلی که باعث شد من به این سمت هدایت شوم توجه به اجرای بین المللی اثر بود. مطمئنا این نمایش اجرای برون مرزی خواهد داشت و این فضای بصری برای القای محتوای نمایش به غیرفارسی زبانان نیز می تواند کمک کند.

     

    یکی از مولفه های اجرایی نمایش میراث، استفاده از دو گروه غارتگر بود که اولی مرتبط با گذشته و دیگری حال بود، که در نمایشنامه وجود نداشت. چه عاملی باعث شد که تصمیم به استفاده از این دو گروه در نمایش بگیرید.

    من قصد ندارم به واضحات کار ورود کنم و آنچه مدنظرم است به تماشاگر القا نمایم چراکه به عقیده من هر فردی در لحظه ای که کار را می بیند می تواند دیدگاه متفاوتی در این خصوص داشته باشد. اما اصل مطلب این است که  ما فقط دشمن خارجی نداریم و اینطور نیست که بگوییم همیشه گروهی از بیرون به یک قوم یا کشور حمله ور می شوند. گاهی مواقع تخریب از درون ایجاد می شود و این تخریب می تواند در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... صورت گیرد که هر کس از دریچه ذهنی خود می تواند با آن همذات پنداری کند.

     

    یکی از کارهای خوب شما پیش از اجرای نمایش، نوروزخوانی است. علت برگزاری این برنامه چه بود؟

    متاسفانه بسیاری از آیین های نوروزی ما به طور کلی فراموش شده اند. مثلا خیلی از مردم جامعه ما با فال گوش ایستادن، کوزه شکستن و ... که ایرانیان در گذشته پیش از فرارسیدن ایام نوروز انجام می دادند آشنایی ندارند. لذا براساس پژوهش های استاد بیضایی اجرای نوروزخوانی را پیش از نمایش مدنظر قرار دادیم و طی سی شب، سی رسم و آیین را معرفی می کنیم که هر چه به سمت نوروز حرکت می کنیم این برنامه ها شادتر و متنوع تر می شوند.

     

    گفتگو از علی رحیمی

     




    نظرات کاربران